به نام خدا
دارم عادت می کنم هر چیزی رو با تاخیر بنویسم ولی خوب دیگه از ننوشتن بهتره.
یک دستگاه سواری کرایه کردم و به سمت پادگان متروکه سپاه 9 بدر رفتم بین راه امیر گودرذی
و محمد دانشمندی از بچه های تهران که قبلا با من هماهنگ شده و جلوی پاسگاه چالابه بودند همراه خود بردم . کوله های سنگین اجازه تند رفتن را از ما گرفته بود ولی با این وجود خوب حرکت می کردیم باد هم می وزید . 5/2 ساعت طول کشید تا به چشمه رسیدیم،هوا نسبتاً سرد بود تعدادی کوهنورد درحال بالا رفتن بودند و تعدادی هم پایین می آمدند .
یادم نیست ساعت چند به پناهگاه رسیدیم . بعد از خوردن نهار و استراحتی مختصرسیستم اس - ار- تی را با بچه ها چک کردم و باطناب 9 میل خود حمایت مخصوص غار نوردی درست کردم سپس من و امیر برای اوردن آب داخل غار شدیم ، قبل از ورود به غار چند حلقه از غار های متعدد چاهی که در میدان پراو بودند به جهت نشان استعداد منطقه در وجود غارفنی به او نشان دادم .
رفت و برگشت ما به داخل غار حدود یک ساعت طول نکشید . وقتی به پناهگاه رسیدیم محمد مشغول درست کردن ماکارونی بود . با آب زیادی که از داخل غار آورده بودیم کلی چایی درست کردیم ، تا بدنمان از تشنگی ناشی از کوهپیمایی سنگین سیراب شود .
خوردن ماکارانی محمد خیلی چسبید و بعداز ان خوابیدن تا ساعت 7 صبح روز شنبه که آفتاب از روزنه های پنجرهای پناهگاه داخل شد کاملا ما را سر حال کرد.
وسایلمان را داخل دو کیسه بار ریختیم و صبحانه مختصری خوردیم و با برداشتن کوله پشتی ها به دهانه غار آمدیم و آنها را در گوشه ای پنهان کردیم و ساعت 5/8 حرکت به سمت پایین را آغاز کردیم .
از دهانه غار تا سر اولین چاه چند عارضه قابل ذکر هست :
ابتدای مسیر و تقریبا جایی که روشنایی دهانه غار محو می گردد سمت چپ یک مسیر انحرافی وجود دارد که تا مسافتی در حدود 50 متر تقریبا به همان اندازه که تا دهانه غار برسی طول داشت این مسیر انحرافی که مسدود نیز هست یکی از معبر های ورود آب در فصول بارندگی به داخل غار می باشد .
قبل از رسیدن به این مسیر و نیز مسیر اصلی غار صخره های بزرگی از سقف ریزش کرده و روی هم تل انبار شده فرو رفتن پا در میان آنها می تواند بسیار خطر ناک باشد .
مسیر از کنار سیم تلفن سیاه رنگی به سمت جلو ادامه پیدا می کند ، این سیم تلفن سیاه رنگ که از جنس سیم های تلفن جنگی و بسیار محکم است مربوط می شود به زمان اکتشاف غار توسط تیم کانون کوهنوردان کرمانشاه که در بین سال های 1370 تا 1372 جهت ارتباط با بیرون غار نصب گردید . به جز این سیم دو رشته سیم دیگر در جای جای غار با رنگ قرمز و رنگی آبی و قرمز هم دیده می شود که مربوط به تیم های انگلیسی و لهستانی است این سیمها در خیلی از نقاط پاره شده و اکنون جز ذباله های غار می باشند .
غار نورد پس از حدود 100 متر پیشروی در غار به معبری تنگ معروف به سوراخ سینه خیز ، سینه خیز گل آلود و یا تنگ گل خیز می رسد اینجا غار گوش زدی به غارنورد می کند که باید تمیز بیرون رفتن را فراموش کنی و اینجا با غاری متفاوت از هر جای دیگر مواجه هستی . در این نقطه کوران هوایی وجود دارد که به سمت داخل غار می رود و این خود نشان از وجود دهانه های دیگری در غار می باشد . در طرف دیگر این سوراخ حدودا دو متری تعداد زیادی نایلون بزرگ و بسیار گلی وجود دارد که غار نوردان برای دوری از خیس و گل آلود شدن در انجا کف سوراخ انداخته اند و گروه بعدی نایلون جدیدی با خورد آورده و با قبلی تعویض می کنند .
نمی دانم این عزیزان چه تصوری دارند از این کار بر فرض از این مکان خشک و تمیز عبور کردید در باقی مسیر تا انتهای غار چه تدبیری برای خشک ماندن اتخاذ خواهند کرد ؟ این کار باعث به جای ماندن تلی از ذباله در 100متری دهانه غار می شود .
طرف دیگر سوراخ سینه خیز و کمی جلوتر به تالاری بزرگ خواهیم رسید که سقفی بلند دارد و در سمت راست مسیریست انحرافی که یکی دیگر از راه های دخول به غار و همچنین مسیر جریان اب به سیستم غار می باشد .
در جریان ادامه مسیر اصلی غار به پائین به پرتگاهی کوچک خواهیم رسید به نام سنگ لیز خطرناک ، که تزئینات زیبایی هم دارد . در سمت چپ مسیر راحت تر و پائین رفتن آسان می گردد .
بعد از این عارضه و چندین متر جلو تر به دومین سوراخ تنگ غار به نام سوراخ اس برای عبور از آن باید مقداری بدن را تاب داد و چرخید . شاید به این دلیل نامش را اس نهاده اند .
بعد از سوراخ اس پرتگاهی است حدودا 4 متر که به سادگی می توان از آن بدون طناب فرود رفت .
چند متر جلوتر و گذر از مسیرسینه خیز کوتاهی در جایی که غار سازه های آهکی بسیار از سقف آویخته است چاه یک غار را می بینیم با 6 متر ژرفا .
در چاه ، یک رشته طناب دینامیک کهنه زرد رنگ به ستونی بسته شده بود انرا باز کردم و طناب خودمان را در کارگاهی که همیشه به ان طناب می انداختم یعنی ستونی کوچک نزدیک دهانه بود انداخته و فرود رفتم. روی چاه دوم هم که بسیار بزدیک و تقریبا متصل به چاه اول است یک رشته از همان طناب البته فرسوده تر با یک بست آهنی به صفحه رول بسته شده بود. باز کردنش خیلی سخت و احتیاج به انبردست داشت به همین خاطر مجبور شدیم روی همان طناب فرود برویم . عمق چاه دوم 8 متر و کارگاهش شامل دو رول که یکی بسیار قدیمی و فرسوده و یک رول جدید و خوب است .
زیر چاه دوم به تالار کورش کبیر می رسیم که دارای سازه های آهکی بسیار زیبایی می باشد . دو ستون بزرگ و محکم در تالار وجود دارد که بعضی از غارنوردان از آن برای کارگاه فرود استفاده می کنند و البته فرود از زیر مسیر آب خواهد بود و فرد خیس خواهد شد .
چاه سوم با 37 متر عمق سومین چاه عمیق غار پس از چاه 16 و 8 است نمود واقعی چاه بودن را می توان در اینجا دید . بسیار ترس آور ورعب انگیز است و دل شجاع ترین نفرات را با هیب خود به طپش وادار می کند .
از مهم ترین اتفاقاتی که در این چاه افتاده می توان به آویزان و سروته شده چنگیز شیخلی از پیشکسوتان غار نوردی ایران نام برد که سالها قبل در بهبوه اکتشاف غار توسط تیم انگلیسی تا قسمتی از غار نفوذ کرده و در بازگشت دچار مشکل شده و بنا به گفته دیگران 20 ساعت معلق در میانه چاه آویزان بوده است . همراهان با رفتن به کرمانشاه و آوردن تیم امداد و طناب موجب رهایی ایشان از این مخمصه شده بودند .
سقوط و در پی آن درگذشت غارنود نیشاپوری به نام سعید امینی که در معیت تیمی از گروه آزادگان مشهد در سال 1376 از دیگر رخداد های این چاه مخوف و ترسناک است . آنان جهت کار تصویر برداری و تکمیل گزارش پیمایش سال قبل خود تا چاه پنجم غار نفوذ کرده بودند و پس از بازگشت دچار حادثه می گردند و پیکر زنده یاد را با مشقت فراوان از غار خارج می کنند .روحششاد و یادش گرامی .
طناب چاه سوم را باز کردم و انرا طبق استاندارد اس- ار- تی به کارگاهی که روسها زده بودند و خودم انرا احیا کرده بودم بستم.
دو اسپید هشت میلی متری که به سه رول پانچ دیگر به وسیله یک تیکه طناب 11 میل تراورس شده بود تقویت شده و ان سه رول هم به رول دیگری در ته طاقچه کارگاه چاه و طنابی پلاستیکی سبز رنگی اینها را به ستونی در تالار کورش کبیر بسته بود .
با دادن سفارشات لازم به امیر و محمد از چاه فرود رفتم و کارگاه های دوم و سوم این چاه را بستم واز آنها خواستم که اقدام به فرود کنند .
( در جایی دیگر مفصل در مورد مزایای کارگاه سه مرحله ای این چاه صحبت خواهم کرد )
لازمه فرود با این سیستم داشتم استاپ است ویا سیمپل همراه یک خود حمایت مثل شانت .
بعداز فرود امیر و محمد به جلو رفتیم مسیری پر پیچ و خم بعد از چاه سوم وجود دارد که اگر مقداری صعود کنیم مسیر ساده تر می گردد . انتهای این مسیر یک اتاق هست که ادامه مسیر دوبار تنگ و گربه رو می گردد بلافاصله بعد از ان چاه چهارم با 6 متر عمق قرار گرفته بود دو رشته طناب روی کارگاه کهنه و زنگ زده چاه بود یک طناب کهنه دینامیک و یک رشته طناب پلاستیکی کم قطر زرد رنگ .
باز کردن گره به خاطر وزنی که روی آنها فتاده بود سخت شده بود طناب پلاستیکی زرد رنگ را در استاپم انداختم و با دست راست از زیر انرا گرفتم.
به دست بود دستکش ضخیم لاستیکی باعث شد نتوانم طناب کم قطر پلاستیکی را بگیرم و استاپ هم اصلا اصطکاکی با ان نداشت با سرعت به کف چاه سقوط کردم اما گرفتن طناب مانع از آن شد که سقوط خیلی خطرناک شود با پشت به دیواره چاه بر خوردم و پشتم خراش برداشت ولی دیگر هیچ آسیبی ندیدم . نگذاشتم دوستانم از این ماجرا مطلع شوند که تاثیری در روحیه آنها بگذارد .
داخل چکمه هایم هم اب رفت چون زیر چاه چهار حوضچه پرازابی هست . مسیر تنگ و گربه رو دیگری ما را به سر چاه 15 متری پنجم می رساند با دو سه چاهک کوچک .
در چاه پنجم هم یک رشته طناب دینامیک 11 میلیمتری آبی رنگ بود که با همان بست های اهنی به گارگاه نبشی و فرسوده قدیمی بسته شده بود و ادامه طناب به رول جدیدی که در سالهای اخیر زده شده بود بسته شده بود ولی از رولی که در مقابل بود استفاده نشده بود که طناب کاملا از دیواره چاه جدا گردد و اصطکاکی با سنگ نداشته باشد .
طناب خود را کناری گذاشتیم و بازهم با همان طناب فرود رفتیم .
زیر چاه پنجم اتاقکی است که به تالار حال مسجد می رسد وانجا جایست برای ایجاد کمپ و استراحت که البته نه برای این زمان بلکه برای زمان اکتشاف غار که زمان زیادی باید وقت در غار تلف می شد . این محل ( تالار چاه پنجم ) زیبا ترین جای غار است و با سازه های آهکی بسیار زیبایی که از سقف و دیواره هایش آویخته است محلی را بوجود آورده که یکی از پیشگامان غار را به یاد مسجد و لوستر های عظیمش بیندازد و شاید به همین خاطر انجا را تالار حال مسجد نامیده است .
در حادثه سال 1381 باشگاه دماوند علی رحیمی یک شب در این مکان استراحت کرده و مورد مداوا قرار گرفت .
کوچه دلگشاه بلافاصله بعد از تالار شروع و تا سر چاه ششم غار ادامه دارد در سقف این قسمت از مسیر انبوهی از سازه های زیبای آهکی وجود دارد اما خارج از چشم غار نوردانیست که سر به زیر غار را پیمایش می کنند .
روی چاه ششم هم یک رشته طناب 5/10 میلیمتری استاتیک سفید رنگ بود که با یک بست فلزی به رول بولت سر چاه زده شده بود و با بسته شدن دور منقاری بسیار محکمی که کارگاه طبیعی چاه است به پایین می رود . عمق چاه 21 متر است .
باز هم طناب خود را جا گذاشتیم و فرود رفتیم ، از چاه ششم با این کارگاه مقداری اب روی غار نورد می چکد .
هرچه دقت کردم نتوانستم ببینم روسها کجا کارگاه زده اند.
تا سر چاه هفتم مسیر خیلی طولانی و سخت نیست فقط چند تا چاهک ومسیری با تعدادی از حوضچه های پر از آب ، چاه هفت متشکل شده از دوتا چاهک کوچک سه متری که می شود طبیعی از آن فرود و صعود کرد .
بی واسطه دومین چاه بلند غار بعد از ان شروع می شود با عمق 39 متر دهانه ای تنگ که در صعود، عبور از آن بسیار سخت است . چهار رول که هر کدام متعلق به دورانی است کارگاه چاه هشتم را شکل داده اند حدود هفت یا هشت متر پایین ترکه چاه کم تغییر مسیرمی دهد یک حوضچه در دیواره قرار گرفته چند متر پایین تر کارگاه دوم چاه است و حدود هفت ویا هشت متر پایین تر کارگاه سوم هم در سمت راست غار نورد قرار گرفته .
طناب ما برای این چاه دوتیکه بود برای اتصال دوطناب بعد از انکه یکی از دوطناب را با گره هشت به کارابین کارگاه متصل کرد باید طناب دوم را به وسیله گره هشت تعقیب از داخل کارابین و حلقه گره هشت طناب اول رد کرد . تا اگر کارابین بنا به عللی شکسته شد طناب پایئن کاملا آزاد نگردد .
زیر چاه یک کیسه پر از آشغال متعلق به فاتحان غار وجود دارد .
چاه نهم با 6 متر عمق درست زیر چاه هشت واقع گردیده کارگاه چاه نه یک نبشی کهنه و زنگ زده است و بیم آن می رود که کنده شود به همین خاطر اضافه طناب چاه هشت را به حلقه گره هشت طناب چاه نه بستم تا در صورت کنده شدن این کارگاه به وسیله طناب چاه هشتم نگهداشته شود .
ادامه مسیرغار تا سر چاه دهم متشکل شده از تعدادی چاهک و چاله های اب و چاه ده با عمق 32 متر که در عمق 5 متری یه تاقچه بزرگ دارد و کارگاه اصلی در انجا قرار گرفته وکارگاه این قسمت اول با یک طناب پلاستیکی قرمز رنگ به کارگاه اصلی غار وصل شده است .
طنابی که برای این چاه اورده ایم یک طناب دینامیک بود که درحین باز کردن گره خورد و مجبور شدم حلقه آنرا از داخل کارابین کارگاه در آورم مدتی گذشت تا طناب باز شد و سر دیگر طناب را به داخل چاه انداختم و......
یک اشتباه بزرگ .......
طناب با تمام سرعت بی انکه انتهای ان نگهداشته شود به داخل چاه رفت و لحظاتی تلخ برما مستولی گشت .
به خود آمدم و به بچه ها گفتم نگران نباشید می روم و برایتان طناب می آورم .
سرچاه شش طنابی دارم 26 متر و سر چاه 8 هم یک طناب 10 متری هست انها را بهم گره می زنم و پایین که رفتم طناب اصلی را برایشان بالا می فرستم .
با تمام سرعت مسافت بین چاه 10 تا سر چاه شش را بالا امدم و طناب را برداشته و باز گشتم و بعد از فرود طناب اصلی چاه را بچه ها بالا کشیدند و فرود آمدند .
زیر این چاه هم حوضچه ای اب است و در کنار این حوضچه زیبا دو کیسه پر از ذباله های فاتحان غار به چشم می خورد . حیف که کامیون حمل ذباله از اینجا رد نمی شود . وگرنه تا حالا از انجا برداشته می شد .
چاه 11 هم با6 متر عمق بلافاصله چاه ده را به تراورس اول وصل می کند در این قسمت از غار مسیر جریان اب به بن بست می رسد وبرای ادامه باید صعود کرد چند متر به صورت پا گستر ما را به یک گردنه زین اسبی مانند می رساند پس از ان باید چند متر پایین رفت و البته نه تا کف تا به یک زین اسبی مانند دیگر رسیده گودالی مملو از اب و گل زیر پای ما قرار گرفته است که آقا محمد نوری انرا خرمال یا خر حمال نامید و باز هم چند متر دیگر تراورس می کنیم الان مسیر کمی باز تر شده و پایین می آئیم دوچاهک که در زیر خود حوضچه هایی از اب و گل دارند غار نورد را به سر چاه 13 متری 12 می رساند مقادیر زیادی طناب دینامیک فرسوده و پلاستیکی از گروه های قبل به جا مانده که سر چاه تل انبار شده .
زیر چاه دو کیسه ذباله قرار دارد .
چند چاهک ما را به سر چاه 13 می کشاند ، در نقشه ها نوشته شده این چاه 11 متر است ولی در حقیقت 8 متر هم نمی شود .سه رشته طناب از کارگاه مثل امام زاده چاه اویزان است ، کارگاه متشکل شده از یک یا دو میخ و یک بلوک طبیعی .
باز هم رفیق همیشگی چاهای غار یک کیسه ذباله دیگر . تیم های قبلی آب میوه های سن ایچی را با خود آورده بودند این را از به جا مانده هایشان می شود فهمید .
بین چاه 13 تا 14 چند چاهک قرار گرفته که یکی از انها چهار متر است روش فرود رفتن و صعود کردن در این چاهک ها تنوره ای و پاگستر است البته دوستانی زحمت کشیده اند طناب های فرسود خود را برای استفاده دیگر غار نوردان به جا گذاشته اند .
سر چاه 14 می توانید حلقه های فلزی بزرگی را ببینید که در سال 1372 مرحوم قدیر یزدانی و محمد نوری درغار نصب کرده بودند . ؟
تراورس اسلاید که مسیر رسیدن به بارگاه چاه 15 است یک مسیر گلی و لغزنده می باشد که از زیر چاه 14 شروع می شود یکی دوسال است من به انجا نرفته ام و مسیر غار را از زیر ادامه می دهم . تا به زیر چاه 15 برسم ؟
امسال یک تیم از باشگاه خادم مشهد به سرپرستی آقای خادم به غار آمدند و موفق شدند تا عمق 450 متری غار یعنی کف چاه 18 نفوذ کنند ، یکی از اعضاء این تیم اعلام کرد که طناب چاه 15 را از داخل شیاری که من همیشه از ان بالا می آمدم بالا کشیده و به ستونی در ارواره های جهنمی گره زده است .به همین خاطر اجبارا به کمپ 15باید برویم و راه رسیدن به این کمپ عبور از تراورس اسلاید است . طنابی در ان نصب شده که بسیار کهنه و فرسوده و در یکی دو قسمت گره خورده میانه این طناب کارگاهیست که از دو قندیل به ضخامت یک انگشت تشکیل شده و جالب اینکه در طول این چند سال نشکسته است .!!!!
یومار را به آن طناب انداختیم و یکی پس از دیگری خود را به کمپ که چه عرض کنم ذباله دانی چاه 15 رساندیم .
کوهی از ذباله های مختلف در این قسمت غار به چشم می خورد . اینجا می توان دید که فنی کار ترین کوهنوردان که خود را حامیان سینه چاک طبیعت می دانند چه بلایی بر سر غار بی دفاع آورده اند .
فاتحان پوشالی غار که داییه تکنیک و قدرت در فتح غاررا دارند انچان زبون و خار گشته اند که از بیرون بردن چند کیلو ذباله خود عاجز و ناتوان مانده اند .
به عقیده شما آنان غار را شکست دادند یا غار آنها را ؟
روند تجزیه در غار بسیار کند است به گونه ای که ما از مواد غذایی سالها قبل که در غار به جا مانده بود استفاده کردیم . اگر می گویند در طبیعت نایلون مدت زمان زیادی طول می کشد تا تجزیه شود من می گویم در غار هر گز چنین اتفاقی نمی افتد .
به هر تقدیر در این غار فقط افرادی تردد دارند که خود را ختم فن و تکنیک در کوه و سنگ و غار می دانند . ببینید همان فنی کارا چه هنر نمایی از خود به جا گذاشته اند .
ما اگر نمی توانیم غار رااز ذباله تمیز کنیم حد اقل چیزی به آن اضافه نکنیم .
از چاه هفت متری15 فرود رفتیم تا به آرواره های جهنمی رسیدیم .قبل از حرکت به جلو طنابی را که دوستان مشهدی آنرا بالا کشیده بودند باز کرده وسر جای خود انداختیم .
ارواره های جهنمی یکی از زیباترین قسمت های غار است و سازها های آهکی قشنگی دارد . طنابی 7 میل که به یک طناب پلاستیکی بسته شده بود در آن تیرول شده بود و تیم های قبلی برای اطمینان بیشتر انرا در این قسمت بسته بودند ، کار خوبی بوده ولی به جا گذاشتن این طناب اشتباه بزرگی است . چرا که پس از یک یا دوسال این طناب فرسوده و توسط دیگران باز خواهد شد و به انبوه ذباله می پیوندد .
در انتهای آرواره های جهنمی طنابی دیگر اویزان است این طناب نشان از دیواره بیستون غار می باشد . 6 متر طول دارد و به یک اتاقک کوچک منتهی می گردد، در این اتاقک که دیواره های ان از گل سفتی تشکیل شده می توان یادگاری های متعددی ازپیشینیان دید که بر روی گل ها در زمانی که منتظر فرود و یا صعود همراهانشان بوده اند نوشته شده از جمله یاد گاری مرحوم غدیر یزدانی و محمد نوری .
اینجا اخرین جایی بود که در سال 1381 ما زنده یاد امیر احمدی و ویکتوریا کیانی راد را دیدیم .
سه چاهک تقریبا سه متری ما را به چاه بلند غار با عمق 42 متر می رساند .
طناب استاتیک سفید رنگ نویی که سال قبل خریداری شده از کیسه بار خارج کردیم و به کارگاه اول چاه متصل کردم . کارگاه این چاه متشکل شده از یک رول بولت بسیار محکم زنجیری که سال 1384 مرحوم مسعود مولایی به همرا چند تن از بچه های کرمانشاه انرا ایجاد کرده بودند به غیر از این نه عدد دیگر از این رول ها در چاهای مختلف غار نصب کرده بودند .
این رول را من با یک ستون محکم که کارگاه طبیعی چاه بوده میکس می کنم تقریبا 15 متر پایین تر در سمت چپ یک رول دیگر زده شده این رول را سال قبل من همراه دوستان خوبم حسین کافکانی و عباس یاوری زدیم که خیلی هم طول کشید . یک رول اسپید ده میلی متری .
یک سوراخ در تیغه ای داخل چاه وجود دارد،اگرغار نوردی از این سوراخ فرود رود خود را در بین چاهای 17 و 18 خواهد دید .
زیر چاه 16 هم حوضچه ایست مملو از آب .
و چاه 17 با عمق 7 متر به چاه 16 متصل شده است .
چند چاله و چاهک که زیر هر کدام از انها یه حوضچه پراز آب هست به تراورسی کوتاه می رسد که غار نورد را به سر چاه 18 راهنمایی می کند .جسد امیراحمدی در حادثه مهرماه 1381 در یکی از همین چاله های پر آب افتاده بود و علی رحیمی هم بی رمق در زیر چاه 17 در انتظار تیم امداد .
دران سال تیمی متشکل از رضا شهلایی ، کاظم فریدیان ، رضا استحقاری و من برای قرار دادن اجساد در حفره زیر چاه 18 وارد غار شدیم .
پیکر امیر به دهانه چاه حمل کرده و پائین فرستاد شد .
حمل یک جسد در ان متراژ کوتاه ( حدود 15 متر) بسیار سخت و توان فرسا بود و این خود نشان می داد بیرون آوردن اجاد از غار می تواند بسیار وقت گیر باشد . چه بسا غیر ممکن .
از رویداد های دیگر در این قسمت از غار فرو رفتن کاظم در تراورس بود که باعث شد کتفش دچار عارضه در رفتگی شود و با تلاش خودش انرا سر جا انداخت ولی گویا از آن زمان کتف راستش هر چند وقت یک بار دچار این مشکل می شود .
در تراورس طنابی وصل شده که یک سر آن به بلوکی طبیعی و سر دیگر در کارگاه چاه 18 واقع شده است .
کارگاه چاه 18 از یه ستون که کمی بالاتر از سر چاه و چند رول قدیمی و جدید تشکیل شده است . حدود سه متر پایین تر از چاه طاقچه ایست که به عقیده من امیر احمد در اولین تلاشش برای صعود از چاه تا این قسمت بالا امده و از انجا بوده که ابزار فرود را با صعود تعویض می کند .
در اینجا طناب به دیواره سایش داشته و انرا دچار آسیب می کند . طنابی که در این چاه هست یک رشته طناب دینامیک آبی رنگ 10 میلی متری است که هر چند وقت یک بار بر اثر اسیبی که در قسمت برخورد آن با دیواره چاه می شود افراد با بالا کشیدن ان و تعویض گره از طول طناب مقداری کاسته می شود .
عمق چاه 22 متر می باشد و اگر رو برو به دیواره چاه که غار نورد فرود می رود بایستید حفره ای که اجساد در انها دفن شده اند در سمت چپ قرار گرفته کمی بالاتر از سطح آب زیر چاه و خارج از مسیر حرکت .
در اولین پیمایش سال قبل که با دوستانی مشهدی از سایت هم طناب داشتم مشاهد شد که جدار حایل بین سیستم غار و اجساد فرو ریخته و اجساد در معرض دید قرار گرفته اند . مراتب به اطلاع هیئت کوهنوردی استان کرمانشاه ، باشگاه دماوند و همچنین انجمن کوهنوردان ایران رسید .
نظرات و صحبت هایی در این خصوص رد وبدل و تصمیم برآن شد که با کمک کوهنوردانی از کرمانشاه ، تهران و مشهد اجساد از غار خارج شوند . من شرط موافقتم را منوط بر رضایت خانواده های انان دانستم .
با مادر ویکتوریا صحبت کردم و ایشان به شدت از این کار ناراحت و عدم رضایت خود را در جابجا کردن جسد فرزندش اعلام کرد . اما نظر برادر امیر با خروج آنها مثبت بود .
می دانستم که اگر منتظر بمانم تا ببینم چه کسانی برای انجام این کار خطرناک و سخت آماده می شوند زمان از دست خواهد رفت و ان دو پیکر باز هم در یک وضعیت بلاتکلیف قرار خواهند گرفت . به همین خاطر با یکی دیگر از دوستان به نام فرزاد باقری در واپسین روزهای پیمایش غار ، آذر ماه 1386 روی اجساد را با خاک و شنی که از کف چاه تهیه شد پوشاندیم ، از این کار که حدود سه و نیم ساعت طول کشید فیلمی هم تهیه گردید .
بسیار خوب بر می گردیم به ادامه مسیر در پیمایش غار با امیر گلزار و محمد دانشمندی :
از زیر چاه 18 مسیر غار یک دور کامل می چرخد وبه پیش می رود . تا حدی این تغییر وضعیت در حرکت محسوس است .
بازتعدادی چاهک ومسیرپرپیچ و خمی را باید پشت سر گذاشت تا به چاه 16 متری 19 رسید ، از این پس فاصله بین چاه ها زیادتر می شود و تعداد چاهک ها افزایش می یابد چاهک هایی با عمق یک تا 5 متر که روش فرود و صعود به داخل آنها تنوره ای ، پاگستره وسنگ نوردی است .
تیم کاشف غار این قسمت تا چاه 23 را 39 پله نامیده اند . کارگاه چاه 19 هم از رول جدیدی که در سال 1384مرحوم مسعود مولائی به همراه دیگر دوستانش زدند تشکیل شده و توسط رول های قدیمی تقویت گردیده است دراین چاه نیزطناب با دیواره برخورد دارد و باعث آسیب رساندن به آن می گردد .
طنابی که در آن آویزان است یک رشته طناب دینامیک زرد رنگ کوهنوردی 11 میلی متری است .
چاه 20 غار 5 متر عمق دارد ، بعضی از چاهک های مسیر سی و نه پله از این چاه بلند ترند اما چون فرود و صعود در این چاه بسیار دشوار است و حتما باید از طناب استفاده کرد به ان اسم چاه را لقب داده اند. طنابی استاتیک و سفید رنگ 10 میلی متری به تک رول آن متصل است .
چاه 21 هم 6 متر عمق دارد کارگاهش شامل یک رول جدید و یک رول بسیار قدیمی است .
تا سر چاه 22 بازهم تعدادی چاهک بلند و کوتاه با مسیری تنگ و باریک مثل حد فاصل بین چاه های 20 تا 21 است . چاه 15 متر عمق دارد و دو رشته طناب دینامیک آبی رنگ 11 میل و سفید رنگ وایکینگ 12 میلمتری احتمالا متعلق به تیم لهستانی در آن اویزان است کارگاه شامل چند رول کهنه ومیخ که یک طاقچه پایین تر یک رول زنجیری بسیار محکم آنرا تقویت کرده است .
بازهم چاهک هایی سر را رسیدن به چاه 5 متری 23 قرار گرفته کارگاه چاه تک رول جدیدی است که باطناب استاتیک قدیمی غار نورد را به کارگاه چاه بلند و 35 متری 24 می رساند .
(اینجاآخرینی مکانی است که تیم انگلیسی در سال 1971 به سرپرستی جان میدلتون در غار نفوذ کرده بودند . ظاهرا تیم های ایرانی در شمارش چاه های غار دچار اشتباه شده اند چاه 24 تشکیل شده از سه قسمت و آنها قسمت ابتدایی چاه 24 را چاه 23 پنداشته اند ولی تا زمانی که صحت این مطلب بر ما روشن نشده باشه ما به استناد همان منابع قبلی گویای چگونگی غار خواهیم بود.)
کارگاه بعدی در کف چاه 23 واقع گردید و یک رول الومینیومی است که با یک تیکه طناب کوتاه قرمز رنگ دینامیک به ادامه طناب استاتیک چاه 23 بسته شده و به سمت کارگاه و طاقچه دوم چاه 24 غار نورد را راهنمایی می کند . حدود 10 متر پایین تر از این کارگاه طاقچه سوم که حوضچه ای پر از آب دارد قرار گرفته و لبه ان با طناب مرتب در اصطکاک است .
بلافاصله بعد از فرود از چاه 24غار نورد به یکی از تلخ ترین قسمت های پیمایش غار پراو یعنی عبور از سوراخ های بسیار تنگ و مملو از آبی خواهد رسید که به سمت پایین شیب دارد و درحالی که سر رو به جلو متمایل به پایین است باید پیش رفت آب سرد از دمپای شلوار وارد سیستم لباس شما شده و به قول جناب محمد نوری بعد از لیسیدن تن شما از آستین و یقه بیرون می ریزد. این سوراخ ها در دو مرحله است ودومی از اولی ناجور تر و هر آدمی را از آمدن به داخل غار پشیمان می کند ، برگشت از این قسمت به مراتب راحت تر است . بعد از این سوراخ ها مسیری نسبتا طولانی و باریک تا چاه 25 وجود دارد که بعضا چند چاهک هم در مسیر دیده می شود .
سیم تلفن با پیچ خورد دور پای غار نورد او را در ادامه مسیر همراهی می کند .
چاه 25 در حقیقت چاه نیست ولی چون ادامه مسیر از پایین برای غارنورد غیر ممکن است باید حدود 6 متر را صعود کند و سپس با همان طنابی که صعود کرده در طرف دیگر مدخلی که در انجا هست اقدام به فرود کند و به سمت پایین و چاه 26 برود .
پشت سر کارگاه چاه 25 حفره ایست که چند متر طول دارد و دوستان ایرانی انرا به خاطر آبی که قابل شرب است دخمه سقا خانه نام نهاده اند .این قسمت دارای سازه های آهکی زیبایست .
چاه 6 متری 25 را با کارگاه طبیعیش و آن طناب پلاستیکی سبز رنگ فرسوده که خودم سال 1384 در انجا نصب کردم و باید تعویض گردد فرود می رویم و حدود چند متر جلوتر به یک منقاری می رسیم که طنابی سفید رنگ و استاتیک منصوب به لهستانی ها به آن بسته شده است . این طناب که حدود 7 یا 8 متراز سر چاه 26 دور است طناب فرود چاه بوده و مرتب با چند قسمت از دیواره و بدنه چاه برخورد دارد و بسیار فرسوده گردیده است .
زیر چاه 8 متری 26 حوضچه ایست مملو از آب ولی این حوضچه انتهایی غار نیست مسیری باریک وتنگ که گاها بازتر میشود غارنورد را به سمت انتهای مکشوف غار پیش می برد .
وجود توده های عظیم گل و لای و خطی که روی دیواره های گلی این قسمت از مسیر افتاده می توان حدس زد در فصول بارندگی در غار اب تا حد 2 متر از انتهایی ترین نقطه مکشوف تا زیر چاه 26 را پر می کند و به تدریج در لایه های گلی حوضچه اخری غار نفوذ می کند .
حالا ما به عمق 5/752 متر و طول 1364 متری رسیده ایم دوستان ما بعد از گرفتن چند عکس که آنهم حس ویژه ای را طلب می کند و خوردن مقداری مواد غذایی سفر پرپیچ و خم آمده را بازگشت آغاز می کنند و این خود حکایتی به مراتب سخت تر و طاقت فرسا تر است . ولی چاره ای نیست باید برای دیدن خورشید حرکت کرد و به سمت بالا غار را بازگشت .
بلاخره دوستان خوب و غار نورد من توانستند بعد از مدت زمان حدود 20 ساعت فعالیت مستمر خسته و خیس بی آنکه ذباله ای از خود به جا بگذارند و آسیبی به غار وارد کنند از آن خارج شوند .
و خوابیدن در کیسه خوابی گرم و خوردن یک سوپ داغ لذتی ست که در تمام عمر فراموش نخواهد شد .

